آية مباهله از ديدگاه مفسران مذهب اهل بيت(ع)

?. شيخ طوسي در تفسير خود و در ذيل همين آية شريفه مي‌نويسد: «هنگامي كه اين آيه نازل شد، پيامبر اسلام(ص)، دست علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) را گرفت و سپس مسيحيان(نجران) را به مباهله فراخواند، ولي آنها از مباهله امتناع ورزيدند و با ذلت به جزيه دادن رضايت دادند… حتي برخي از آنها گفتند: اگر با اينها مباهله كنيم، تا روز قيامت هيچ مرد و زن مسيحي باقي نمي‌ماند.»

?. شيخ طبرسي در ذيل همين آيه مي‌نويسد: «اين آيه، درباره هيأت مسيحي نجران نازل شده است كه از پيامبر(ص) دربارة حضرت عيسي ـ تولد يافتن او بدون پدرـ سؤال نمودند و چون جواب پيامبر اسلام(ص) را نپذيرفتند، پيامبر آنها را به مباهله فراخواند و فرداي آن روز همراه علي‌بن‌ابي‌طالب، حسن، حسين و فاطمه آمد... ولي آنها از مباهله سرباز زدند و به جزيه دادن راضي شدند.»

?. شيخ ابوالفتوح رازي در تفسير خود، ضمن بيان مفصل شأن نزول آية مباهله، مي‌نويسد: «...پيامبر اسلام پس از نزول اين آيه، هنگام مباهله همراه علي، حسن و حسين و فاطمه آمد و آمادة مباهله شدند، اما مسيحيان نجران ترسيدند و از مباهله عذر آوردند.»

?. سيد فضل الله(مفسر معاصر) در تفسير خود، ضمن بيان شأن نزول آية مباهله ـ مباحثه بين مسيحيان نجران و پيامبر اسلام و دعوت آنها به مباهله ـ مي‌نويسد: «پيامبر اسلام(ص) فرداي آن روز همراه امام علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) آمد و آمادة مباهله شد، ولي آنها با ديدن پيامبر(ص) و اهل بيت آن حضرت از مباهله عذر خواستند و با قبول كردن پرداخت جزيه برگشتند.»

?. شيخ ناصر مكارم شيرازي(مفسر معاصر) نيز در تفسير خود ضمن بيان شأن نزول آية مباهله مي‌نويسد: «...پيامبر اسلام براي مباهله با مسيحيان نجران، علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) را همراه خود آورده بود.»??

آية مباهله از ديدگاه مفسران مذهب اهل سنت

?. محمدبن‌جرير طبريدر تفسر معروف خود ضمن بيان شأن نزول آيه مباهله مي‌نويسد: «پيامبر اسلام(ص) جهت مباهله با مسيحيان نجران، همراه علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) آمد و آماده مباهله شد، ولي آنها با پيامبر مصالحه نمودند و راضي به پرداخت جزيه شدند.»

?. نصربن‌محمد سمرقندي در تفسير خود مي‌نويسد: «پيامبر اسلام(ص) آنها ]مسيحيان نجران[ را به مباهله دعوت نمود و جهت مباهله همراه علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) آمد، ولي آنها از انجام مباهله سرباز زدند. در اين هنگام پيامبر(ص) به آنها فرمود: يا اسلام بياوريد و يا جزيه بدهيد. آنها به پرداخت جزيه رضايت دادند و برگشتند. پيامبر اسلام(ص) فرمود: اگر آنها مباهله مي‌كردند، همگي هلاك مي‌شدند، حتي گنجشكهاي نشسته بر ديوارهايشان.»

?. فخر رازي در تفسير خود پس از بيان توضيحات لازم مي‌نويسد: «پيامبر اسلام(ص) ـ پس از اصرار مسيحيان نجران بر جهل خود ـ آنها را به مباهله فراخواند و براي مباهله همراه علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) آمد و به آنها فرمود: هرگاه من دعا كردم، شما آمين بگوييد. اسقف نجران گفت: اي مسيحيان! من صورتهايي را مي‌بينم كه اگر خداوند را براي كندن كوه از جاي خود بخواهند، ]كوهها[ از جاي خود كنده مي‌شوند. با آنها مباهله نكنيد؛ زيرا هلاك مي‌شويد و در روي زمين تا روز قيامت هيچ نصراني باقي نمي‌ماند. آنها سپس به پرداخت جزيه راضي شدند و پيامبر اسلام(ص) فرمود: اگر آنها مباهله مي‌كردند، تبديل به ميمون و خوك مي‌شدند... و خداوند نجران و اهل آن را ـ حتي پرندگان نشسته بر شاخه‌هاي درختانشان را ـ هلاك مي‌نمود.»

فخر رازي در ادامه مي‌افزايد: «و روي انه عليه السلام لما خرج في المرط الاسود فجاء الحسن(ع) فأدخله ثم جاء الحسين(ع) فادخله، ثم فاطمه، ثم علي(ع)، ثم قال: انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً. روايت شده است كه پيامبر اسلام(ص) با يك عباي پشمي سياه رنگ از منزل خارج شد، حسن(ع) آمد و آن را داخل عباي خود نمود و سپس حسين(ع) آمد، او را نيز در زير عباي خود قرار داد، سپس علي و فاطمه(ع) آمدند و سپس آن حضرت(ص) فرمود:«خدا فقط مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت دور كند و شما را كاملاً پاك سازد.»

فخر رازي پس از نقل اين روايت چنين مي‌نويسد: «واعلم ان هذه الرواية كالمتفق علي صحتها بين اهل التفسير و الحديث؛?? «بدان كه در مورد صحت اين روايت بين مفسران و محدثان اتفاق نظر وجود دارد.»

?. ابوالفدا اسماعيل‌بن‌كثير دمشقي(متوفاي ???ق) در تفسير خود مي‌نويسد: عده‌اي از مسيحيان نجران حضور پيامبر اسلام(ص) آمدند و با آن حضرت(ص) درباره عيسي(ع) احتجاج كردند...هنگامي كه پيامبر اسلام(ص) آنها را به مباهله فراخواند، همراه علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) آمد، ولي آنها از مباهله امتناع ورزيدند و به پرداخت جزيه رضايت دادند.»??

?. عبدالله‌بن‌عمر بيضاوي(متوفاي ???ق) نيز در تفسير خود ذيل آيه مباهله چنين مي‌نويسد: «پيامبر اسلام(ص) براي مباهله با مسيحيان نجران، علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) را همراه خود آورد و به آنها فرمود: هنگامي كه من دعا كردم، شما آمين بگوييد. اسقف آنها گفت: اي مسيحيان، من صورتهايي را مي‌بينم كه اگر خداوند را براي كندن كوه از جاي خود بخواهند،]كوهها [ از جاي خود كنده مي‌شوند. با آنها مباهله نكنيد كه هلاك مي‌شويد. سپس آنان به پرداخت جزيه راضي شدند. پيامبر اسلام(ص) فرمود: قسم به خدايي كه جانم در دست اوست، اگر مباهله مي‌كردند، تبديل به ميمون و خوك مي‌شدند... نجران و اهل آن ـ حتي پرندگان نشسته بر شاخه‌هاي درختانشان نيز ـ از بين مي‌رفتند.»

بيضاوي در ادامه چنين مي‌گويد: «و هو دليل علي نبوته و فضل من أتي بهم من اهل بيته؛?? اين ]حادثه و روايت[ دليلي بر نبوت ]پيامبر اسلام[ و دليلي بر برتري و فضيلت اهل بيت آن حضرت است كه همراه او ]به مباهله [ آمده بودند.»

بررسي و جمع‌بندي ديدگاهها

جمع‌بندي ما از ديدگاههاي مفسران اهل بيت(ع) و اهل سنت چنين است:

?. مفسران مذهب اهل بيت(ع) و اهل سنت، همگي مصاديق آية مباهله را پيامبر اسلام(ص) علي‌بن‌ابي‌طالب(ع)، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسين(ع) مي‌دانند و هيچ يك از آنها شخص ديگري را در اين امر با آنها شريك نمي‌پندارند.

?. مفسران فريقين در بيان ديدگاه خود، دربارة آية مباهله، به روايات و احاديث مربوط تكيه كرده و تقريباً بر اساس روايات و احاديث، ديدگاه خود را بيان نموده‌اند.

?. برخي از آنها(عبدالله‌بن‌عمر بيضاوي) آية مباهله را دليل بر فضيلت و برتري اهل بيت(ع) معرفي نموده و به اين مسئله تصريح كرده‌اند.

بخش چهارم: نقد و بررسي شبهات، ابهامات و سؤالات مربوط به آيه مباهله

آنچه در سه بخش گذشته دربارة آن بحث شد، شامل مطالبي بود كه بر اختصاص آيه مباهله به پنج تن آل عبا(ع) تأكيد مي‌كرد. با وجود اين، دربارة آية مباهله نيز چند سؤال و شبهه مطرح شده است كه در اين بخش به نقد و بررسي آنها خواهيم پرداخت.

?. آية مباهله و تعبير جمع

يكي از مهم‌ترين سؤالات مطرح شده دربارة آية مباهله، تعبير جمع در اين آيه شريفه و عدم مطابقت آن با احاديث و روايات موجود در منابع فريقين است كه در آنها مصاديق اين آيه افراد معيّن ـ نه جمع ـ معرفي مي‌شوند. طبق احاديث و روايات موجود در منابع فريقين، منظور از «ابناءنا» ـ پسران ما ـ حسن و حسين، منظور از «نسائنا» ـ زنان خويش ـ فاطمه زهرا(س) و منظور از «انفسنا» ـ نفوس خود ـ پيامبر اسلام(ص) و امام علي(ع) است.?? از طرف ديگر طبق بيان محمدرشيدرضادر زبان عربي كلمه «نسائنا» ـ زنان ما ـ بر دختر شخص و نيز «انفسنا» ـ نفوس ما ـ بر يك نفر (امام علي) اطلاق نمي‌شود.??

نقد و بررسي

در پاسخ به اين سؤال مطرح شده بايد بگوييم:

?. پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) مبيّن و مفسر آيات نوراني قرآن كريم است. خداوند متعال در همين خصوص مي‌فرمايد: «وانزلنا اليك الذكر لتبيّن للناس ما نزل اليهم و لعلهم يتفكرون؛?? ما اين ذكر ]قرآن[ را بر تو نازل كرديم تا آنچه را به سوي مردم نازل شده است، براي آنها روشن سازي و شايد انديشه كنند.» بنابراين بر امت اسلامي فرض است كه پيامبر اسلام(ص) را مفسر و مبيّن حقيقي قرآن كريم بدانند و بيانات آن حضرت(ص) را در اين‌باره بدون چون و چرا بپذيرند.

?. بر اساس روايات و احاديث صحيح و مورد قبول مذهب اهل بيت(ع) و اهل سنت، پس از نزول آيه مباهله، پيامبر اسلام(ص) جهت انجام مباهله با هيأت مسيحي نجران، علي‌بن‌ابي‌طالب(ع)، فاطمه زهرا(س)، حسن و حسين(ع) را همراه خود آورده و آنها را اهل بيت خود معرفي نموده است.به همراه آوردن اين اشخاص در واقع نوعي تفسير و تبيين كلمات به كار رفته در اين آية مباهله(ابنائنا، نسائنا، و انفسنا) است و اگر كسي در اين خصوص اعتراضي داشته باشد، در واقع به شخص پيامبر اكرم(ص) اعتراض مي‌كند.

?. قرآن كريم مملو از چنين مواردي است كه در آنها به جاي يك فرد ضمير يا صيغه جمع به كار رفته است كه در اينجا به دو مورد آن اشاره مي‌كنيم:

الف. سوره آل عمران، آيه 

«الذين قال لهم الناس قدجمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايماناً و قالوا حسبنا الله و نعم الوكيل؛ اينها (مومنان واقعي) كساني بودند كه (بعضي از) مردم به آنان گفتند: مردم]لشكر دشمن [ براي ]حمله به[ شما اجتماع كرده‌اند. از آنها بترسيد، اما اين سخن برايمان آنها افزود و گفتند: «خدا ما را كافي است و او بهترين حامي ماست.» براساس ديدگاه عده‌اي از مفسران، قائل اين سخن نعيم بن مسعود الاشجعي بود كه وي به دستور ابوسفيان، قصد ترساندن مسلمانان از مشركان را داشت.??

ب. سوره آل عمران، آيه 

«لقد سمع الله قول الذين قالوا ان الله فقير و نحن اغنياء...؛ همانا خداوند سخن آنها را كه گفتند: خدا فقير است و ما بي‌نيازيم، شنيد.» بر اساس اعتراف عده‌اي از مفسران فريقين، قائل اين سخن بي‌اساس، حيّ‌بن‌احطب و يا غنحاص]از يهوديان [ بوده است.

اگر به آيات نوراني قرآن كريم و شأن نزول آنها توجه بيشتري كنيم، روشن خواهد شد كه در موارد متعددي، به جاي يك فرد از ضمير و يا صيغة جمع استفاده شده است كه همة اينها نشانة بي‌اساس بودن سؤال مورد بحث است.

?. آية مباهله و سن كم امام حسن(ع) و امام حسين(ع)

يكي ديگر از سؤالات و شبهات مطرح شده دربارة آية مباهله و روايات مربوط به آن، اين است كه مي‌گويند: حسن و حسين(ع) هنگام نزول آية مباهله، غيربالغ و غيرمستحق براي ثواب بوده‌اند و اگر آن دو غيرمستحق براي ثواب باشند، افضل الصحابه(برترين اصحاب) به حساب نمي‌آيند.»

نقد و بررسي

در پاسخ اين شبهه بايد بگوييم:

?. با اينكه امام حسن و امام حسين(ع) هنگام نزول آية مباهله سن كمتري داشتند، نبايد فراموش كرد كه انتخاب آن دو براي مباهله بر اساس روايات متعدد و صحيح فريقين توسط پيامبر اكرم(ص) انجام گرفته است و اگر اشخاص ديگري برتر و افضل از آنها وجود داشتند، حتماً پيامبر اسلام(ص) به جاي آن دو، همان افراد را همراه خود به مباهله مي‌آوردند. بنابراين، صرف آوردن اين دو براي مباهله، به طور روشن بر برتري و افضل بودن آنها دلالت دارد و كم بودن سن آنها در اين‌باره مشكلي ايجاد نمي‌كند. البته برتري آنها پس از پيامبر اسلام(ص) و علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) است.

. نبايد فراموش كرد كه برتري و افضليت، همواره با رسيدن فرد به مرتبة بلوغ و ازدياد سن نيست و گاه اشخاص مقدسي در سن بسيار كم به مقامات بزرگ الهي رسيده‌اند كه با مراجعه به آيات نوراني قرآن كريم، دو مورد از آنها را ذكر مي‌كنيم:

الف. حضرت يحيي(ع)

«يا يحيي خذ الكتاب بقوة و ءاتيناه الحكم صبياًما پس از تولد يحيي به او گفتيم[: اي يحيي!‌ كتاب ]الهي[ را با قوّت بگير ]و به آن عمل كن[ و ما ]حكمت و پيامبري را[ در سن كودكي به وي داديم.»

بر اساس بيان نصربن‌محمد سمرقنديو مفسر معروف، فخر رازي، منظور از «حكم» در اين آيه شريفه، پيامبري، انديشه و خير و بركت است. همچنين مرحوم شيخ طبرسي در ذيل همين آيه، از عبدالله‌بن‌عباس روايتي نقل مي‌كند كه بر اساس آن، حضرت يحيي(ع) در سه سالگي به مقام پيامبري رسيده است.

ب. حضرت عيسي مسيح(ع)

«قال اني عبدالله ءاتاني الكتاب و جعلني نبياً؛عيسي مسيح در گهواره به سخن آمد و چنين[ گفت: همانا من بندة خدا هستم و خداوند به من كتاب ]انجيل[ داده و مرا پيامبر قرار داده است.

همان‌گونه كه از آيات و روايات مذكور به دست مي‌آيد، رسيدن به يك مقام و فضيلت الهي و به ويژه مقام نبوت و رسالت، حتماً مبتني بر رسيدن آن شخص به حد تكليف و بلوغ نيست. بنابراين برتري و افضليت امام حسن(ع) در سن كودكي، امري عادي به حساب مي‌آيد؛ چون اين مسئله كمتر از مقام نبوت و رسالت است كه حتي در سن سه و هفت سالگي و حتي در گهواره، به برخي از پيامبران الهي داده شده است. آنچه در اين مورد ضرورت دارد، معرفت، عقل و طاعت الهي و اقرار به رسالت و نبوت پيامبر اسلام(ص) است كه اين ويژگيها نيز بدون شك در امام حسن و امام حسين(ع) وجود داشته است.

بنابراين آمدن امام حسن(ع) و امام حسين(ع) براي مباهله، دليل روشني بر افضليت و برتري آن دو پس از پيامبر اسلام(ص) و امام علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) در ميان امت اسلامي و نيز دليلي بر برتري و افضليت آنها بر اصحاب ديگر پيامبر اسلام(ص) ـ البته بعد از پدرشان امام علي (ع) ـ به حساب مي‌آيد و كم بودن سن آنها در اين‌باره هيچ مشكلي ايجاد نمي‌كند.

?. آية مباهله و ادعاي جعل و نشر احاديث

يكي ديگر از شبهات مهم در خصوص آية مباهله و روايات مربوط به آن، ادعاي ساختگي بودن احاديث و روايات مربوط به آن است.

محمد رشيدرضادر همين خصوص چنين مي‌نويسد

و مصادر هذه الروايات الشيعة و مقصدهم منها معروف و قداجتهدوا في ترويجها مااستطاعوا حتي راجت علي كثير من اهل السنة...؛ مصادر اين روايات مربوط به شيعه است و منظور و مقصود آنها نيز معلوم است. آنها در ترويج اين روايات به اندازة توان خود كوشش نمودند و بدين وسيله اين روايات در ميان بسياري از اهل سنت رايج گشته است.

نقد و بررسي

در پاسخ به اين شبهة بسيار سست و غيرعلمي، ذكر مطالب ذيل را مناسب و كافي مي‌بينيم:

?. همان‌گونه كه در ابتداي اين بحث(بخش دوم) گذشت، روايات مربوط به شأن نزول آيه مباهله، در منابع متعدد برادران اهل سنت موجود است.

همچنين علاوه بر منابع متعدد برادران اهل سنت، در تعداد قابل توجهي از منابع تفسيري، حديثي و كلامي مذهب اهل بيت(ع) نيز امثال اين روايات با طرق مختلف نقل و ثبت شده است كه قسمتي از آنها را در بخش دوم ملاحظه كرديد.

?. ادعاي مزبور به سبب نداشتن دليل علمي و منطقي، قابل قبول نيست و در عين حال براي مذهب اهل سنت، بسيار خطرناك به نظر مي‌رسد؛ چون اگر روايات مربوط به آية مباهله به وسيلة پيروان مذهب اهل بيت(ع) در كتب حديثي و تفسيري معتبر اهل سنت مانند صحيح مسلم، سنن ترمذي، مستدرك علي الصحيحين و تفاسير طبري، سمرقندي، فخر رازي و ابن‌كثير دمشقي، وارد شده باشد، آن وقت بايد در مورد ساير احاديث و روايات موجود در آنها نيز چنين ادعايي به عمل آيد كه در اين حال، اين احاديث و روايات براي خوانندة خود يقين و اعتماد نمي‌آورند، اما چنين ادعايي تنها در مورد احاديث و روايات مربوط به برتري و فضيلت اهل بيت(ع) ارائه مي‌شود كه اين هم دليل و قرينة خوبي بر بي‌اساس بودن آن است.

بخش پاياني: نتيجه‌گيري

آنچه مي‌توان از مباحث گذشته به عنوان نتيجه به دست آورد، عبارت است از:

?. بر اساس آية شريفة مباهله و روايات و احاديث مربوط به آن، مي‌توان نتيجه گرفت كه امام حسن(ع) و امام حسين(ع) پسران رسول گرامي اسلام(ص) محسوب مي‌شوند. شيخ طبرسيدر همين باره مي‌نويسد:

اجمع المفسرون علي ان المراد بأبناءنا، الحسن و الحسين(ع) و قال ابوبكر الرازي: هذا يدل علي ان الحسن و الحسين(ع) ابناء رسول‌الله(ص) و ان ولد الابنة ابن نبي الحقيقة؛?? مفسران اتفاق نظر دارند كه منظور از «ابنائنا» ]پسران ما در آيه مباهله[ حسن و حسين(ع) است و ابوبكر رازي مي‌گويد: اين دلالت مي‌كند كه حسن و حسين(ع) دو پسر رسول خدا (ص) هستند و همانا فرزند دختر در حقيقت پسر به شمار مي‌آيد.

همچنين مفسر اهل سنت، فخر رازي مي‌نويسد:

هذه الاية دالة علي ان الحسن و الحسين(ع) كانا ابني رسول الله(ص)...؛ ?? اين آيه دلالت بر آن دارد كه حسن و حسين(ع) دو پسر پيامبر خدا(ص) هستند... .

گفتني است كه همين مطلب را مي‌توان از آيات ديگر قرآني نيز به دست آورد. فخر رازي در اين‌باره به آيات  سوره انعام استدلال نموده است.

?. بر اساس آية شريفة مباهله و روايات مربوط به آن، نتيجه مي‌گيريم كه منظور از «نسائنا» ـ‌زنان خويش ـ در آية مباهله حضرت فاطمه(س) و منظور از «انفسنا» ـ خود ما ـ در درجة نخست پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) و سپس علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) است.

بدون شك تلقي علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) به عنوان «انفسنا» ـ خود ـ به نزديك و گرامي‌تر بودن آن حضرت(ع) نزد رسول اكرم(ص) دلالت آشكار دارد، اما با اين تفاوت كه اميرالمؤمنين علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) پيامبر نيست و بر او وحي نازل نمي‌شود، ولي در عين حال پس از رسول اكرم (ص) برترين صحابه براي تصدي رهبري و خلافت امت اسلامي به شمار مي‌آيد.

?. آوردن علي‌بن‌ابي‌طالب (ع)، فاطمه زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) جهت انجام مباهله، در نوع خود بر برتري و افضل بودن آنها دلالت آشكار دارد. چون اگر افراد مقدس ديگري در ميان همسران و اصحاب پيامبر اسلام (ص) وجود داشتند، پيامبر اسلام(ص) حتماً به جاي اينها، آن افراد برتر را براي مباهله همراه خود مي‌آوردند. مفسر معروف اهل سنت، جارالله زمخشري(??????ق) در همين خصوص مي‌نويسد:

و فيه دليل لاشي اقوي منه علي فضل اصحاب الكساء(ع)؛ ?? در اين ]آيه و روايات[ دليل بسيار محكمي است بر فضل و برتري اصحاب كساء ]پيامبر، امام علي، فاطمه، حسن و حسين ـ ع ـ[.

همچنين مفسر ديگر اهل سنت، عبدالله‌بن‌عمر بيضاوي (متوفاي ???ق) پس از توضيح و تفسير آيه مباهله چنين مي‌نويسد:

و هو دليل علي نبوته و فضل من أتي بهم من اهل بيته؛?? اين دليلي بر نبوت پيامبر اسلام(ص) و برتري و فضيلت اهل بيت آن حضرت(ص) است كه همراه او ]به مباهله[ آمده بودند.

بنابراين نتيجه مي‌گيريم كه علي‌بن‌ابي‌طالب(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسين(ع)، برترين و بافضيلت‌ترين اشخاص نزد پيامبر اسلام(ص) و نيز برترين اصحاب آن حضرت(ص) محسوب مي‌شوند. همچنين اگر در ميان اصحاب آن حضرت(ص) همين اشخاص مقدس، برتر و افضل باشند، بدون شك رهبري و خلافت امت اسلامي نيز بايد پس از پيامبر اسلام(ص) ازآنِ امام علي(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) باشد و اين حقيقتي است كه با تأمل و انديشة اساسي، مي‌توان آن را درك نمود.

?. برخلاف تصور برخي كه مي‌گويند: دين اسلام عملاً دين و آيين مربوط به مردان است و زنان در آن به حساب نيامده‌اند، زنان در مواقع حساس و خطير، به سهم خود در پيشبرد اهداف مقدس اسلامي مؤثر بودند و در كنار مردان در برابر مخالفان اسلام ايستاده‌اند. حضور حضرت فاطمه(س) در جريان مباهله، دليل روشن اين مطلب است.??

?. با اينكه علي‌بن‌ابي‌طالب(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسين(ع) از بستگان بسيار نزديك پيامبر اسلام(ص) به شمار مي‌آيند و بر اساس عرف و لغت مي‌توان آنها را اهل بيت پيامبر اسلام(ص) ناميد، ولي منظور پيامبر اكرم(ص) از اهل بيت ناميدن آنها هنگام آمادگي جهت مباهله، اشاره به معناي خاص آن ـ‌اهل خانه نبوت و رسالت ـ بوده كه در آية شريفة تطهير در اين‌باره به تفصيل بحث شده است.

?. دعوت هيأت مسيحيان منطقه نجران براي مباهله به دستور الهي و پيامبر اسلام(ص)، دليل آشكار برتري دين مبين اسلام و حقانيت پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) است، والا دين و پيامبر غير حقيقي نمي‌تواند مخالف خود را اين‌گونه به مباهله و ملاعنه دعوت نمايد.

?. آيه شريفه مباهله در رساندن معناي فضيلت و برتري، مخصوص پيامبر اسلام(ص)، علي بن ابي طالب(ع)، فاطمه، حسن و حسين(ع) است و ديگران در آن شريك نيستند، ولي مسئله مباهله حكم و مسئله‌اي كلي و عمومي است. حتي كه اگر دو نفر و يا دو گروه در مورد يك مسئله مهم (ديني، مذهبي و ...) با يكديگر نزاع و اختلاف داشته باشند، مي‌توانند براي اثبات حقانيت خود و رسوايي شخص دروغگو و يا ظالم دست به مباهله بزنند. در اين‌باره مي‌توان به برخي از روايات نيز استدلال نمود كه در يكي از آنها مي‌خوانيم:

روزي ابو مسروق ـ‌يكي از اصحاب امام صادق(ع) ـ از عنادورزي مخالفان اهل بيت(ع) در پذيرش برتري آنها به آن حضرت(ع) شكايت نمود. امام صادق(ع) به وي فرمود: اگر آنها سخن شما را نپذيرفتند، آنها را به مباهله دعوت كنيد. ابومسروق پرسيد: چگونه با آنها مباهله كنيم؟ امام صادق(ع) فرمود: خود را سه روز اصلاح كن(ابو مسروق مي‌گويد: گمان مي‌كنم كه فرمود: روزه بگير و غسل كن). سپس با كسي كه مي‌خواهي مباهله كني، به صحرا برو و سپس انگشتان دست راست خود را در انگشتان او قرار بده و سپس از خودت آغاز كن و بگو:

«اللهم رب السموات السبع و رب الارضين السبع، عالم الغيب و الشهادة الرحمن الرحيم...؛ خدايا! (اي) پروردگار آسمانها و زمينهاي هنفت‌گانه! (اي) عالم غيب و شهادت(و اي پروردگار) رحمان و رحيم! اگر ابومسروق حقي را انكار و باطلي را ادعا كرده، بر او از آسمان عذاب و بلايي بفرست.» سپس دعا را بر او برگردان و بگو: «و اگر فلاني حقي را انكار كرده و باطلي را ادعا نموده، از آسمان بر او عذاب و بلايي را بفرست.»

امام صادق(ع) در ادامه حديث فرمود: «چيزي نمي‌گذرد كه نتيجه اين (مباهله) آشكار خواهد شد. به خدا سوگند هرگز كسي را نيافتم كه حاضر باشد با من اين چنين مباهله نمايد.»